قولنامه ملک و اثرات آن

اسقاط حق فروش :

اگر در قراردادی ، به جای اینکه خریــدار و فروشــنده به وسیله تعهد آزادی خود را محـــدود

سازند ، حق فروش را از خریدار بگیرند ، بر این شرط چه آثار حقوقی بار است ؟؟

برای مثال ، پدری ملک خود را به فرزندش می فروشد ، ولــــــی چون می بیند که او هنوز

تجربه کافی در زندگی مالی ندارد و بیم آن می رود که ملک را بفروشد و به تنگدستــــــی

افتد ، در عقد بیع شرط می کنند که خریدار تا بیســت سال حق انتقال به غیر ندارد . این

شرط از دو جهت مورد گفتگو قرار می گیرد :

1 _ به موجب ماده 959 قانون مدنی :((هیچ کس نمی تواند به طور کلــی حق تمتع 

و یا حق اجراء تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب کند ))پس چگونه ممکــن

است خریدار ملکی حق فروش آن را ، که بطور مستقیم در زمره حقـــــــــوق مدنی و آثار 

 مالکیت است ، از خود سلب کند ؟؟

پاسخ این است که در ماده 959 اسقاط حق مدنی((به طور کلی))منع شده اسـت، و

گرنه سلب حق ‌(( به طور جزئی )) لازمه آزادی قراردادها است و نمونه های فراوانی در

قوانین دارد ، چنانکه اسقاط حق شفعه در ماده 823 و اسقاط حـــق خیار در ماده 448

ق م پیش بینی شده است . یکی از راه های جزئی کردن اسقاط حق ، محدود ساختن 

آن به زمان معین است.بنابراین،اگر خریدار ملکــی حق فروش یا انتقال را برای زمان 

محدود از خود سلب کند،این شرط با حکم ماده 959 ق م منافات ندارد منتها ،باید افزود 

که تمیز محدود بودن زمان با عرف است و برای مثال ، اگر اسقاط حقـــــی برای مدت صد 

سال باشد،دیگر نباید آن را موقت پنداشت ، زیرا عرف آن را در حکم (( دائم )) می داند . 

بدین ترتیب ، اثر این شرط ایجاد تعهد برای مشــــروط علیه نیست تا بتوان گفت کاری که

برخلاف آن انجام شده نافذ است . در این مورد ، مالک حــــق انتقال را از خود سلب کرده

است و معامله او در حکم کســــی است که ، بدون داشتن حق ، مالی را فروخته است .

به همین جهت نیز گفته شد ، فروش ملکی که حق انتقال آن ضمن قولنامه اســــقاط

شده قابل ابطال است .

2 _ انتقال مبیـــــــع به خریدار اثر اصلی عقد بیع است مقتضای فروش مال این است که

خریدار مالک آن شود مالک نیز می تواند هر گونه تصرفـی که می خواهد در مال خود بکند

(( ماده 30 ق م ))

پس اگر در قراردادی حق فروش ملک از خریدار گرفته شــــــود ، آیا نمی توان گفت که این

شرط با مالکیت او و در نتیجه با مقتضای عقد بیع مخالف است ؟؟

در این مورد نیز باید داوری عرف را به عنوان معیار پذیرفت : یعنی باید دید که آنچه خریدار

در اثر شـــــــرط از دست داده است چنان اهمیت دارد که در نظر عرف دیگر مالک نباشد یا

شـــــــــــرط تنها از اختیار مالک کاسته است ؟ تنها در فرض نخست شرط با مقتضای بیع

مخالفت دارد و محدود ساختن حق فروش یا انتقال از این قبیل نیست .

درسهایی از عقود معین – دکتر ناصر کاتوزیان

/ 41 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
neverdie.persianblog.ir

تشکر ک اطلاعاتتونو در اختیار بقیه میذارن .موفق باشید.بیتا

اسما

سلام ممنون که همیشه بهم سر میزنید خوشحالمون کردید.[گل]

محمدعلی صادقی

ممنون مه به وبم سر زدین///

زهرا

سلام... مرسی که به وبم سرمیزنین...

زهرا

ممنونم بخاطر تبریکتون... عید بر شما و خانواده محترمتون مبارک باشه... انشاءاله همیشه شاد و پیروز باشید....[گل]

زهرا

خسته نباشین.... میشه لطف کنین و راجب صلح عمرا هم مطلب بزارین... ممنونم...

mohamad

سلام پس چرا لينك نكرديد؟

مریم

حالتون خوبه؟

زهرا

سلام..... مرسی بخاطر مطالبتون........[گل] ممنونم که بهم سرمیزنین...[گل]